اخبار عمومی

هنری فورد،موسس شرکت خودروسازی فورد

هنری فورد در مزرعه ای در دیترویت، ایالت میشیگان آمریکا متولد شد. او یکی از هشت فرزند ویلیام فورد و ماری
لیتیگات بود. پدر او یک کشاورز ساده بود که تمام وقتش را در مزرعه اش می گذراند. در آن زمان رسم بود که فرزند
خانواده باید شغل پدر را ادامه می داد، اما هنری از کار کشاورزی بیزار بود.

 

 

 هنری فورد

 

او دوران تحصیلش را از مدرسه ای تک اتاقه در همان روستا آغاز کرد. او از همان ابتدا متوجه شد که علاقه
چشمگیری به امور مکانیکی دارد؛ دقیقاً از همان زمانی که همانند دیگر پسران روستایی روی گاوآهن کار می کرد،
اما تمام مدت حواسش به نحوه کارکرد گاوآهن بود و هیچ توجهی به کار اصلی اش نداشت یا زمانی که یک ساعت
جیبی از پدرش هدیه گرفت و هر روز قطعات آن را باز کرده و دوباره به هم وصل می کرد.

 

 

برخلاف اصرار پدرش برای کار روی زمین های کشاورزی، هنری در سن ۱۶ سالگی به شهر رفت و به عنوان شاگرد
تعمیرکار در آنجا مشغول به کار شد. هنری خیلی زود استعداد خود را در امور مکانیکی کشف کرد و توانست
استادکار شود. از آنجا او عاشق دختر مزرعه داری بود که در همسایگی آنها زندگی می کرد، چند سال بعد به خانه
برگشت و با او ازدواج کرد و تصمیم گرفت اولین کارگاه ماشین آلاتش را در همان جا تاسیس کند.

 

 
 هنری فورد

 

او بیشتر وقتش را در آن کارگاه کوچک مشغول ساخت و تعمیر قطعات مکانیکی و ماشین های کشاورزی بود. او
توانست یک ماشین کشاورزی کوچک بسازد که بدنه اش یک ماشین چمن زنی قدیمی و محرکش یک موتور بخار
بود؛ اما او همیشه در آرزوی ساخت کالسکه ای بود که بدون اسب کار کند!

 

 

هنری فورد، صنعتگر آمریکایی و موسس شرکت خودروسازی فورد است که انقلاب عظیمی را در
صنعت خودروسازی آمریکا ایجاد کرد. اما فورد از کجا شروع کرد و به کجا رسید؟ در این مقاله شما می
توانید بطور خلاصه با سرگذشت و تجربیات هنری فورد آشنا شوید.

 

 

شرکت خودروسازی فورد

 

در سال ۱۸۹۳، هنری فورد و همسرش کلرا برایان، صاحب تنها فرزند خود ادسل شدند. یک ماه بعد، فورد به عنوان
مهندس در شرکت روشنایی ادیسون مشغول به کار شد. به دلیل شغل جدیدش، زمان بیشتری برای تمرکز روی
هدفش، یعنی ساخت ارابه بدون اسب، داشت. به همین دلیل، بطور همزمان شروع به کار روی موتورهای احتراق
درونی کرد. بالاخره او توانست طراحی اولین وسیله نقلیه را به گونه ای کاملاً خلاقانه تکمیل کند؛ وسیله ای با چهار
چرخ شبیه دوچرخه که با یک اهرم سکان مانند، به جلو رانده می شد و نام آن را چهار چرخ گذاشته بود.

 

 

هر چند قبل از او، افراد زیادی برای ساخت خودرو طرح هایی را ارائه داده بودند، اما طراحی فورد، در واقع اولین طرح
استاندارد ارزان قیمتی بود که می توانست به تولید انبوه منجر شود. تولید انبوه وسیله ای نوظهور، آن هم در دهه
نود، ریسک بسیار بزرگی محسوب می شد و کسی حاضر به سرمایه گذاری در این زمینه نبود. تا اینکه یکی از
تاجران بزرگ دیترویت به نام ویلیام مورفی حاضر شد شرکت اتومبیل سازی دیترویت را تاسیس کند؛ اما محدودیت
هایی که در طرح اولیه فورد وجود داشت، باعث شد پروژه بعد از مدت یکسال و نیم با شکست مواجه شود.

 

 

اتومبیل طراحی شده، فقط به سمت جلو حرکت می کرد و این مشکلی نبود که بتوان از آن چشم پوشی کرد. اما
این شکست فورد نتوانست سد راهی برای رسیدن به هدفش شود. او بار دیگر به کارگاهش رفت و مجدد کار روی
موتورهای گازوئیلی را آغاز کرد. این بار هنری موتور جدیدی را طراحی کرد که نسبت به قبلی، هم سبک تر بود و هم
کوچکتر و مجدداً مورفی را برای راه اندازی کارخانه متقاعد کرد. بار دیگر شرکت خودروسازی دیترویت آغاز به کار کرد
که این بار هم با شکست مواجه شد. مورفی گاه و بی گاه در امور تولید دخالت می کرد و این مسئله برای هنری
بسیار آزار دهنده بود؛ به همین دلیل هم از ادامه کار با مورفی منصرف شد.

 

 هنری فورد
اگر هنری فورد در چهل سالگی مرده بود، حالا از او تنها به عنوان مردی شکست خورده یاد می شد. او در بخشی از
خاطراتش می گوید: «همه این شکست ها برای من حکم درس هایی را داشت که مشکل اصلی کارم را به من
نشان دادند. امروز دیگر با تمام وجود می دانم که نمی توانم به کسی اجازه دخالت در کارم را بدهم. پول چیزی
نیست که ارزش خیانت کردن به ایده هایم را داشته باشد.»

 

 

پس از شکست دوباره، هنری مجدداً شرکت فورد را با ایده ای جدیدتر و کامل تر و با سرمایه گذاری شخصی به نام
الکساندر مالکومسون که صاحب چند معدن زغال سنگ بود، راه اندازی کرد. او این بار با سیاست های جدید برای
تقویت روحیه کارکنان همچون کم کردن ساعت کاری کارکنان و افزایش درآمد آنها، بهره وری شرکت را افزایش داد و
مدل های مختلفی از خودرو را روانه بازار کرد. در آگهی های اولیه خودروهای فورد چنین آمده است: «اتومبیل های
فورد، به دلیل کوچکی و جمع و جور بودن، مناسب مردان و زنان است و می توان از آن برای مقاصد روزمره و
مسافرت به راحتی استفاده کرد. در عین ایمنی بالا، قیمت بسیار مناسبی دارد و همه اقشار جامعه می توانند با
اطمینان از آن استفاده کنند.»
 
 هنری فورد
سرانجام در سال ۱۹۰۸ شرکت فورد مدل بی نظیر خودروی خود را روانه بازار کرد و مشهورترین مدلی شد که تا آن
زمان، روانه بازار خودرو شده بود. کم کم تقاضا برای خودروهای شرکت فورد آن قدر زیاد شد که مجبور بودند بسیاری
از آنها را رد کنند.

 

 

عقیده فورد درباره شکست هایش
در بخشی از خاطرات هنری فورد در باب شکست می خوانیم: «در زندگی به دو شکل حتماً شکست خواهید خورد:
اولین حالت زمانی رخ می دهد که ایده هایتان را فقط در پس تاریک ذهن تان نگه می دارید و منتظر فرصت مناسب
می مانید تا آنها را عملی کنید. مطمئن باشید فرصت مناسب هیچگاه از راه نمی رسد و اگر از همین حالا برای
عملی شدن آن اقدام نکنید، محکوم به شکست خواهید بود. دومین حالت هم برای افرادی رخ می دهد که زود
ناامید می شوند و با شکست اول و دوم یا هزارم، دست از کار می کشند. درست است که تکرار شکست، ناامیدی
و درماندگی را در پی خواهد داشت، اما مادامی که ایده ای در ذهن تان است، محکم به آن بچسبید و از آن حمایت
کنید.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا